أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
296
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) ايشان منازعتى و [ 117 ب ] خصومتى پديد آمد . خيانتى كه در قسمت [ كردن ] كرده بودند ، ظاهر شد . پيرى از اهل قبرس حاضر بود گفت : اى مسلمانان ، از وفات پيغمبر ( ص ) هنوز بسيار مدّت نگذشته است و عهد ياران و متابعان او امتداد نگرفته ، شما از اين جنس خيانت روا مىداريد ، حال جماعتى كه بعد از شما باشند چگونه خواهد بود ؟ فى الجمله معاويه از آن حال خبر يافت ، عظيم متغيّر شد و ايشان را از آن نهى بليغ كرد و وصيّتنامهاى كه امير المؤمنين ابو بكر صدّيق به يزيد بن ابى سفيان نوشته بود ، در وقتى كه يزيد را به امارت شام مىفرستاد ، طلب فرمود و بر لشكر خويش بخواند ، و آن وصيّتنامه بر اين مضمون بود : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . اين عهدنامه ابو بكر خليفهء رسول اللّه ( ص ) است كه با جملهء امرا و سرداران لشكر و سپاهيان مىنويسد و ايشان را مىفرمايد و وصيّت مىكند كه در كلّ احوال تقوا را شعار خويشتن سازند . در دنيا بلندى و منزلت و علوّ و رفعت نجويند و طريق فسق و فساد نسپرند . از عصيان و اوامر و نواهى شريعت را سهل شمردن و آسان گرفتن ، احتراز نمايند . گوسفندى را كه از او شير خواهند خورد و جانورى را كه از او منفعت خواهند گرفت ، نكشند . درخت ميوهدار را نبرند و خرما بن را نشكنند ، و نسوزند . كليساهاى ترسايان را سالم گذارند نه خراب در مسمار سازند . پيران و بچگان خرد را نكشند و ايذا نرسانند . جماعتى كه در صومعهها ساكن باشند ؛ ايشان را نرنجانند و تعرض نرسانند و از صوامع بيرون نكنند . جماعتى را كه شيطان به دماغهاى ايشان آشيانه ساخته باشد و بيضه نهاده ، چون آن طايفه را يابند ، بكشند و زمين را از خبث عقيدت و فساد آن زمره پاك گردانند . وصيّت من كه خليفهء رسول اللّه ( ص ) هستم اين است . مىبايد كه اين وصايت را به كار بنديد و از آن عدول ننماييد . و السّلام . معاويه چون اين نوشته را بستد و بر لشكر بخواند ، همگان بشنيدند و بر مضمون آن واقف شده ، بعد از آن زندگانى نيكو پيش گرفتند و ترك خيانت و فساد گفتند . در اثناى آنكه مسلمانان غنايم جزيرهء قبرس را بر يك ديگر قسمت مىكردند ،